تبليغاتX
خونه خالی 2

خونه خالی 2

دست نوشته ها , اندیشه ها و خاطرات

روز دوم "ترس از شکست"

این که بدونی یه خانواده مشکلاتشون رو با هم و در کنار هم حل می کنن کافی نیست. باید بدونی که هر عضو از این خانواده می تونه و می خواد که گاهی تنها باشه و حریم خصوصی خودش رو داشته باشه اما در نهایت این خانواده است که به تو وجود حقیقی می ده !

هویت فردی هر عضو از خانواده میشه آجری برای تشکیل یک کل ...که همون خانواده است.

اینکه خانواده بهت بها میده و برات ارزش قائل میشه و مهم تر از همه صادقانه دوستت داره صرف نظر از اینکه تو کی هستی و چه شکلی هستی و چه مقام و منزلت اجتماعی داری.

.....

ما بازنده نیستیم !

ما از این که فکر کنند بازنده ایم می ترسیم ...از اینکه به چشم نیاییم ... وَ وَ وَ...

حقیقت اینه که مردم بازنده ها رو دوست ندارند و ما داریم با مردم زندگی می کنیم.

اما به نظرم برنده شدن صرفا بردن نیست.

همین که تو تلاش خودت رو بکنی و دست از مبارزه نکشی...برنده ای!

فارغ از هر نتیجه ای که می خواد رقم بخوره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:25  توسط سام  | 

روز اول "اثبات"

اگه بهم بگی که چرا همه چیز رو اینقدر سخت باور می کنی ؟
جوابی ندارم.
فقط اینو میگم که :


تو چرا اینقدر همه چیزو راحت و آسون باور می کنی ؟

 این گفتگوی بین جان لاک و جک شپرد در گمشدگان برام خیلی جالب بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 2:48  توسط سام  |